درباره وبلاگ به وبلاگ من خوش آمدید آرشيو وبلاگ هر چی آرزوی خوبه ماله تو just for you...! یک شنبه 27 اسفند 1391برچسب:, :: 12:45 :: نويسنده : امیرحسین
لازم است گاهی از خانه بیرون بیایی و خوب فکر کنی ببینی باز هم میخواهی به آن خانه برگردی یا نه؟ در وجودت هست یا نه؟ بنشینید ، یا گوش به درد دل رفیقت بدهی و ببینی زندگی فقط همین آهنپارهی برقی است یا نه؟ ای یا بازنده؟ سپری شد تا آن شوم که اکنون هستم آیا ارزشش را داشت؟ آدمی که منتظر است هیچ نشانه ای ندارد کاش ... کاش همان کودکی بودم که حرفهایش را از نگاهش میتوان خواند ... اما اکنون اگر فریاد هم بزنم کسی نمی شنود دلخوش کرده ام که سکوت کرده ام ... سکوت پر بهتر از فریاد توخالیست !!! دنیا راببین ... بچه بودیم از آسمان باران می آمد ، بزرگ شده ام از چشمهایمان می آید ... بچه بودیم درد دل را با هزار ناله می گفتیم ، همه می فهمیدند ... بزرگ شده ایم ، درد دل را به صد زبان می گوییم ، ولی هیچ کس نمی فهمد جمعه 25 اسفند 1391برچسب:, :: 20:49 :: نويسنده : امیرحسین
من از عقرب نمی ترسم ولی از " نیش " می ترسم صحبت از پژمردن یک برگ نیست جمعه 25 اسفند 1391برچسب:, :: 14:0 :: نويسنده : امیرحسین
وقتی که دیگرنبود...من به بودنش نیازمندشدم... وقتی که دیگررفت...من به انتظارآمدنش ماندم... وقتی که دیگرنمیتوانست مرادوست بدارد،من اورادوست داشتم... وقتی که اوتمام کرد...من شروع کردم... وقتی که اوتمام شد...من آغازشدم... وچه ست است تنهامتولدشدن مثل تنهازندگی کردن مثل تنهامردن...!!!! جمعه 25 اسفند 1391برچسب:, :: 13:57 :: نويسنده : امیرحسین
مرا ببوس.... نه یکبار که هزار بار..... بگذار آوازه ی عشق بازیمان چنان در شهر بپیچد که رو سیاه شوند آنها که بر سر جداییمان شرط بسته اند!!!!!!!! جمعه 25 اسفند 1391برچسب:, :: 13:57 :: نويسنده : امیرحسین
عشق چیزعجیبی نیست.......
همین است که تو دلت بگیرد! ودیگری نفسش..... اگر مالک تمام دنیا بودم
تنها به یک شهر قانع می شدم و در آن شهر تنها به یک خانه و در آن خانه تنها به یک اتاق و در آن اتاق تنها به یک بستر و در آن بستر تنها به یک آغوش و آن آغوش , آغوش توست چون آرمیدن در آن چیزی است که بر آن عاشقم [ جمعه 25 اسفند 1391
] [ 13:8 ] [ غریب آشنا ]
جمعه 25 اسفند 1391برچسب:, :: 13:44 :: نويسنده : امیرحسین
انسان ها عموما دو دسته اند : جمعه 25 اسفند 1391برچسب:, :: 13:35 :: نويسنده : امیرحسین
همه گفتن:عشقت داره بهت خيانت مي کنه
!
گفتم:مي دونم
!
گفتن:اين يعني دوستت ندارهاااا
!
گفتم: مي دونم
!
گفتن:احمق يه روز ميذاره ميره تنها ميشي
!
گفتم:مي دونم
!
گفتند:پس چرا ولش نمي کني..؟
!
گفتم:اين تنها چيزي که نمي دونم....
دلتنگم ... دلتنگ تو ، دلتنگ خوبی هایت ، دلتنگ مهربانی هایت ، دلتنگ ناز کشیدن هایت ، دلتنگ این که صدایم کنی عجیب است نه ؟؟ این که تو هستی و من باز دلتنگ تو ام ، تو خوبی میکنی و من تشنه خوبی هایت هستم ، مهربانیت پایانی ندارد و من دلم برای مهربانی هایت تنگ است ، هر لحظه نازم را میکشی و من حریص تر میشوم برای ناز کردن و چه قدر دوست دارم این قصه ی تکراری را ... یادت هست چه قدر از وابستگی میترسیدم ؟ از وابستگی به تو و خوبی هایت ، و تو بی توجه به ترس من شجاعانه مرا در دریای بی کران محبتت غرق میکردی حالا من با این دلتنگی هایم چه کنم ؟ با قلبی که هر لحظه تک تک روزنه هایش تو را فریاد میزنند چه کنم ؟ با این دلبستگی عمیقم چه کنم ؟ چه بر سر این دلم بیاورم که بهانه تو را نگیرد ؟ جواب همه را خودت باید بدهی ! جواب همه ی دلتنگی هایم را ، همه ی فریاد های قلبم را ، قلبی که شک دارم مال خودم باشد ،و جواب دلم را ، دلی را که بردی و هرگز پس نخواهی داد و جواب من را ، جواب یک دخترک لوس بهانه گیر ... به من مربوط نیست ، جواب همه اش با توست ! جمعه 25 اسفند 1391برچسب:, :: 12:10 :: نويسنده : امیرحسین
هرچی آرزوی خوبه مال تو... هرچی که خاطره داریم مال من... اون روزای عاشقونه مال تو... ای شبای بی قراری مال من... منمو حسرت باتو ما شدن... توییو بدون من رها شدن... آخر غربت دنیاس مگه نه...؟ آخر دو راهی آشنا شدن
جمعه 25 اسفند 1391برچسب:, :: 12:6 :: نويسنده : امیرحسین
وعشق هدیه ای است جاودانی ومن چه عاجزانه افق های طلایی نگاهت راباهزارتمناجستجو میکنم وقصه تنهایی راباآسمان آبی نگاهت درمیان میگذارم . نسیم اشکی که درنگاهت موج میزند،بارانی ازعشق بودبرای باغ رویاهایم ودلم چه بیقرار برای نگاه عاشقت میتپید... دردلشبهای تاریک وجودم به جستجوی روشنایی شمع وجودت میگردم. ووب میدانم بی تو گلبرگهای نازک وجودم رابادسردخزان درهم فرومیریزد وجوانه های ناشکفته امیدم به دور از تومیخشکد. امابا این اوصاف میدانم قلبم کوچکترازآنی است که ظرفیت خوبیهای تورا داشته باشد. امادرسکوت پر ازفریادخودمیگریم ومیگویم:باهمین قلب کوچک به وسعت تمام خوبیهاوسادگیهایت دوستت دارم. عزیزم امیدوارم روز هایی که در پیش داری آغاز روز هایی باشد که آرزو داری آهای ایوب کجایی؟؟؟!!!! تا برایت از صبر بگویم...... خدای سکوت شده ام خفقان گرفته ام تا آرامش اهالی دنیا خط خطی نشود... اینجا زمین است و رسم آدمهایش عجیب... اینجا گم که میشوی بجای اینکه دنبالت بگردند فراموشت میکنند... چون رد پای دندانی بر شقیقه ی سیبی سرخ... تو ... خودت در واژه ها می نشینی ..! خودت قلم را وسوسه می کنی !! و شعر را بیدار !! زندگی میکنم و هر بار با تو حرف می زنم صدایم می لرزد...
تا حالا بهت نگفتم ولی حالا می خوام بگم بی تو میمیرم .. می خوام بگم تو دنیای منی .. می خوام بگم با تو بودن چه لذتی داره .. می خوام بگم دوست دارم فقط به خاطر خودت !! می خوام بگم شدی مجنون عشقم … می خوام بگم هر وقت اراده کنی برات میمیرم ! می خوام بگم که می خوام دلمو فرش زیر پات کنم .. می خوام بگم اگه یه روز نبینمت چقدر دلم برات تنگ میشه !! می خوام بگم نبودنت برام پایان زندگیه !! می خوام بگم به بلندی قله اورست و پهناوری اقیانوس اطلس دوست دارم … می خوام بگم یه گوشه چشاتو به همه دنیا نمیدم … می خوام بگم هیچ وقت طاقت هجرتو ندارم … می خوام بگم مثل خرابه های بم خرابتم … می خوام بگم بیشتر از عشق لیلی به مجنون عاشقتم .. می خوام بگم هر جور که باشی دوست دارم !! می خوام بگم غم تو رو به شادی دیگران نمیدم !! می خوام بگم اگه حتی من رو هم دوست نداشته باشی من دوست دارم .. می خوام بگم مثل نفسی برام اگه نباشی منم نیستم … می خوام بگم هر شب با خیالت می خوابم !! می خوام بگم جایگاه همیشگی تو قلب منه !! می خوام بگم حاضرم قشنگترین لحظه هام رو با سخت ترین دقایقت عوض کنم .. می خوام بگم لحظه ای که تو رو میبینم بهترین لحظه زندگیمه !! می خوام بگم در حد پرستش دوست دارم ….! salam in veblog faghate faghate faghat baraye ye shakhs sakhte shode kasi ke vaghean doosesh daram asheghesham esmesho nemigam ama avale esmesh (z) hast ma alan hodoode 7 mahe baham doost hastim va omidvaram ta akhare omr baham bemoonim i just love you... z با کسی باش که
مرگ آن نیست که در قبر سیاه دفن شوم
عشق فراموش کردن نیست بلکه بخشیدن است بلکه صبر داشتن و ادامه دادن است. بعد از من اگر روزی بغض گلویت را فشرد...
|
||
نویسندگان
پیوندها
آخرین مطالب
|
||
![]() |